یارمحمد اسدپور شاعر بزرگ جنوب در مسجدسلیمان دچار حمله قلبی شد

پذیرفتم هیچ بهار اردیبهشت هیجده سالگی ام را نخواهد داشت اگر نتوانم اوج شکوفه و نارنج را ننگرم از پشت آخرین بهار سقوط خواهم کرد این نخستین زمزمه های شاعر موج ناب یارمحمد اسدپور متولد ۱۳۳۰ از مسجدسلیمان است، زمزمه هایی که در دهه پنجاه شمسی توسط منوچهر آتشی در مجله تماشا به عنوان شعر
پذیرفتم هیچ بهار اردیبهشت هیجده سالگی ام را نخواهد داشت اگر نتوانم اوج شکوفه و نارنج را ننگرم از پشت آخرین بهار سقوط خواهم کرد
این نخستین زمزمه های شاعر موج ناب یارمحمد اسدپور متولد ۱۳۳۰ از مسجدسلیمان است، زمزمه هایی که در دهه پنجاه شمسی توسط منوچهر آتشی در مجله تماشا به عنوان شعر ناب معرفی شدند و اولین ویژه نامه در مجله تماشا به اشعار سیدعلی صالحی و یارمحمد اسدپور اختصاص داده شد تا شعر خوزستان بتواند در کشور خودی نشان دهد!
و حالا شاعر بزرگ شعر ناب در شهر اولین ها دچار حمله قلبی گشته است، حمله قلبی در شهری که هیچگاه نفس های شاعر از او جدا نبوده و اسدپور را در تمام نیم قرن اخیر دلبسته خود کرده است! خبر اینگونه کوتاه است:«یارمحمد اسدپور شاعر بزرگ جنوبی دچار حمله قلبی شد» و باید افزود که :یارمحمد اسدپور بخشی از تاریخ ادبیات جنوب اکنون در بیمارستان ۲۲ بهمن مسجدسلیمان در بخش مراقبت های ویژه بستری ست و نیاز به مراقبت ویژه پزشکان دارد
اسدپور از مبدعان جریان شعری موج ناب ایران است که در دهه پنجاه هجری شمسی با چهار نفر دیگر از دوستانش چون هرمز علی پور آریا آریاپور سید علی صالحی و سیروس رادمنش توانستند برگ زرین دیگری بر تاریخ ادبیات ایران اضافه کنند.
وی تنها شاعر موج ناب است که تمام عمرش را در مسجدسلیمان گذرانده و تاکنون ده ها شاعر و نویسنده در این شهر پرورش داده اند و از تاثیرگذارترین شاعران جنوب بوده اند.
بدون تعارف و با دلایل علمی شعر یارمحمد اسدپور از میان همنسلان خود یگانه ترین و ناب ترین است
انزوای ملتهب و دوری از اشتهار فرصت زیادی را از یارمحمد اسدپور گرفت
هر شاعری شاید یک شعر خوبش برای ماندن در اذهان کفایت میکند اما اسدپور بی اغراق همه اشعار کتاب اولش ماندگاری می پذیرند.
جا دارد مقامات مسئول در اینروزها مراقبت بیشتری از این شاعر ناب داشته باشند و ما هم برای سلامتی شناسنامه شعر خوزستان دعا میکنیم.
چند شعر وی را با هم مرور میکنیم:
غمگین تر از نبودن ات چیست؟
ای که چهره از بهار کشیدی و
به خاک سپردی!
گریانتر از من کیست؟
ای که دریا
به مژگانام کشیدی و
چشم بر این دری که
تو دیگر باز نگشتی!
((یارمحمد اسدپور))
سپیدهدم است
پلک در ادای مرثیه میبندم
هنگام
که دعا از بازو میافتد
مرگ میزند
یکریز
طالع نحسی را.
«یارمحمد اسدپور»
بریده میشود
انسان
از صبح
هنگامی که مرگ
یک پرواز است
«ایکار»!
این طومار توست
که به دریا میرود
«یارمحمد اسدپور»
برچسب ها :حمله قلبی ، سعید آژده ، شعر موج ناب ، مسجدسلیمان ، یارمحمد اسدپور
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰